مثل سرداری اسیرم ، (اعتباری سوخته) تو زمستانی لطیفی ، من بهاری سوخته شهر بعد از جنگم و آرامشم طوفانی است مانده از ایل و تبارم یادگاری سوخته شرح تنها بودنم تنها همین یک مصرع است: کنج ریلی دور افتاده ، قطاری سوخته دردلم شوری به پا از حسرت دوران اوج بی‌قراری زخمه‌ام مثل سه‌تاری سوخته باختم خود را به پایت ، از غرور سرکشم پاکبازی مانده با دار و نداری سوخته

کنج ریلی دور افتاده، قطاری سوخته

توسط
مهمان ارسی: حسین دهلوی
از مجموعه شعر: مجنون در تهران

مثل سرداری اسیرم، “اعتباری سوخته”
تو زمستانی لطیفی، من بهاری سوخته

شهر بعد از جنگم و آرامشم طوفانی است
مانده از ایل و تبارم یادگاری سوخته

شرح تنها بودنم تنها همین یک مصرع است:
کنج ریلی دور افتاده، قطاری سوخته

دردلم شوری به پا از حسرت دوران اوج
بی‌قراری زخمه‌ام مثل سه‌تاری سوخته

باختم خود را به پایت ، از غرور سرکشم
پاکبازی مانده با دار و نداری سوخته

موسیقی پس زمینه:
مسعود شعاری، آلبوم سیر

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.