چه باور کنی چه نه

چه باور کنی چه نه

توسط

ای دل! ز هرچه هست چه باور کنی چه نه
باید کشید دست چه باور کنی چه نه

تا کی به پای آمدنش صبر می‌کنی؟
دل برد و دل نبست چه باور کنی چه نه

وقتی که رفت در غمش اشکی نریختم
اما دلم شکست…چه باور کنی چه نه

سربسته گویمت سخن: آنکس که دوست بود
با دشمنت نشست چه باور کنی چه نه

حالا مدام شمع بسوزان بر این مزار
پروانه مرده است… چه باور کنی چه نه

 

مجید ترکابادی
مجمموعه غزل « از تو چه پنهان »

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.