در کوچه های حومه

عباس گرگی

توسط
به نظرم پسربچه آرامی آمد وقتی در کوچه کنارم قدم میزد. گفت اسمش عباس است. من را برد به کوچه ای که بقیه بچه ها انجا بازی می کردند. تا رسیدیم همه صدا زدند ((گرگی…. گرگی…)) بعدتر فهمیدم ک گرگی همان عباس است. که عباس, عباس گرگی است. که موهایش طلایی است و بچه ها میگویند موهایش زرد است. که چشمانش درشت است و بچه ها میگویند “چشم درآمده” است.
با خودم فکر میکردم که لقب گرگی در آینده ها چقدر بر عباس تاثیر میگذارد. فکر میکردم که عباس سی ساله, هنوز عباس گرگی است ؟

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.