با نگاهی نفرتت را خوب فهماندی به من

توسط
بی سری از سرپناهی بی تفاوت بهتر است
سر دهم در قتل گاهی بی تفاوت بهتر است

من کیم؟ فرمانروایی ناامید از لشکرش
بی سپاهی از سپاهی بی تفاوت بهتر است

می ستیزم بی سلاح ای عشق با سرباز دل
مرگ من از برگ شاهی بی تفاوت بهتر است

هیچ یک از راه ها وقتی به سمتت نیست، پس
بسپرم خود را به راهی، بی تفاوت، بهتر است

زندگی با مرگ فرقش چیست؟ دوزخ، دوزخ است
پر کشم از پرتگاهی، بی تفاوت، بهتر است

اشک خود را پاک کردم تا فراموشت کنم
برکه خالی تر ز ماهی بی تفاوت بهتر است

با نگاهی نفرتت را خوب فهماندی به من
راضی ام، این از نگاهی بی تفاوت بهتر است

ایستادی، خنده ای کردی پریشان تر شدم
بگذری گر گاه گاهی بی تفاوت بهتر است

 

مجید ترکابادی

ممکن است بپسندید

نظر دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نمیشود.